Player_logo Podcasts Community Create a Podcast
23916805
460>_829386

دو سال و هشت ماه و بیست روز است که ندیدمت و همین کافی است تا به انداره ی تمام عمرم گریه کنم عزیزم یگانه پناهگاه من دلم برای پاهای خسته ات که همه ی اشکها ی تنهاییم و هق هق دلتنگی ام را به آن می سپردم تنگ شده است دلم برای خنده های قشنگت برای بوسه های عاشقانه ات تنگ شده است دلم برای همه ی جانم گفتن ها یی که هر بار صدایت میزدم میگفتی تنگ شده است دلم حتی برای مادر گفتن تنگ شده است آخر سکوت بی جواب ماندن دلم را میلرزاند و باور دیگر نبودنت دیوانه ام میکند مهربان ترین من چطور این روزها را بی تو بشمارم دوستت دارم مادر می آیم می آیم

[PLAY]